پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
◊ یادی از مردان الهی در زاد روز خجسته حضرت رضا(ع)
◊ بمناسبت حلول ماه مبارک رمضان
◊ ویژه میلاد با سعادت امام حسین(ع). حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد(ع)
◊ کرامتی از آیت الله میرزا جواد آقای ملکی(ره)
◊ ویژه تولد امام جواد و حضرت علی(ع)
◊ گفتار استاد شهید مرتضی مطهری پیرامون دین
◊ دستور العمل های چند تن از علمای ربانی
◊ بمناسبت ایام پر حزن و اندوه فاطمیه
◊ تبریک بمناسبت پیروزی ملت در انتخابات
◊ به مناسبت دومین دور انتخابات ریاست جمهوری
◊ دعوت به شرکت در نظر سنجی انتخاباتی
◊ مقام معظم رهبری در دیدار با اقشار مختلف مردم فرمودند:
سال پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله گرامیباد
سخنرانی رحیم پور ازغدی
فرخنده میلاد حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) بر عاشقان ولایت مبارکباد.
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشرطها و شروطها و انا من شروطها
خداوند در حدیث قدسی فرمود توحید قلعه من است کسی که وارد این قلعه شود از عذاب در امان است بعد از مکثی امام رضا(ع) که این حدیث را در جمع مردم نیشابور بیان می کردند فرمودند: توحید شرطی دارد که شرط توحید من هستم.
وضو شرط نماز است یعنی اگر وضو نباشد نماز هم صحیح نیست، امامت شرط توحید است یعنی اگر امامت نباشد توحید معنا ندارد.
رسول اکرم(ص):
اگر بنده به خیرات و برکات ماه مبارک رمضان آگاه باشد دوست خواهد داشت تمام سال رمضان باشد.
علامة طباطبایی (ره) :
دعای سحر حضرت امام محمدباقر(ع) را فراموش نکن که در آن «بهاء و جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف» است و حرفی از«غلمان و حوری» نیست. اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرین تر است.
یکی از دستورات آقای قاضی به شاگردانشان، قرائت هزار مرتبه سوره قدر در هر شب بود و می فرمودند که اگر کسی توفیق انجام این کار را پیدا کند، شب قدر را درک می کند.
میلاد فرخنده قائم آل محمد(ص) بر جهانیان مبارکباد تأیید مرجعیت شیخ انصاری توسط امام زمان(عج) پس از فوت مرحوم صاحب جواهر مردم به شیخ مرتضی انصاری مراجعه کردند و از او رسالة عملیه خواستند شیخ انصاری فرمود: من یقین به لیاقت خود برای این مقام ندارم لذا اگر مولایم حضرت ولی عصر(عج) به من اجازه اجتهاد بدهند و مرا برای این مقام تعیین کنند من آنرا قبول خواهم کرد روزی معظم له در مجلس درس نشسته بود و شاگردان هم اطرافش نشسته بودند دیدند شخصی که آثار عظمت و جلال از قیافه اش ظاهر است وارد شد و شیخ انصاری به او احترام گذاشت او در حضور طلاب رو کرد به شیخ و فرمود: نظر شما درباره زنی که شوهرش مسخ شده باشد چیست؟ شیخ انصاری عرض کرد که: چون در کتابها این بحث عنوان نشده من هم نمی توانم جواب دهم. فرمود: حالا بر فرض که یک چنین کاری انجام شد و مردی مسخ گردید زنش بااو چه کند؟ شیخ انصاری عرض کرد: به نظر من اگر مرد به صورت حیوان مسخ شده باشد زن باید عده طلاق بگیرد و بعد شوهر کند چون مرد زنده است و روح دارد ولی اگر شوهر به صورت جماد درآمده باشد باید زن عده وفات بگیرد زیرا بصورت مرده درآمده است. آن آقا سه مرتبه فرمودند:«انت المجتهد انت المجتهد انت المجتهد» یعنی تو مجتهدی و پس از این کلام آقا برخاست و از جلسة درس بیرون رفت شیخ انصاری دانست که او حضرت ولیعصر(عج) است و به او اجازه داده اند لذا فوراً به شاگردان فرمود: این آقا را دریابید شاگردان برخاستند هر چه گشتند کسی را ندیدند لذا شیخ بعد از این جریان حاضر شد رسالة عملیه اش را به مردم بدهد تا از او تقلید کنند. تشرف کودک و عنایت محبوب روز 16 شعبان 1415 بچه 9 ساله ای از طبقة بالای ساختمان مرتفع سقوط می کند و از همان جا صدا می زند «یا صاحب الزمان» اطرافیان که سقوط بچه را دیدند بلافاصله می دوند و سراسیمه به محل حادثه می رسند در حالیکه همه یقین داشتند که این پسر بچه یا مرده و یا زخمی شده اما ناگهان می بینند پسر بچه از روی زمین صحیح و سالم برخاست و مشغول راه رفتن است، دورش جمع می شوند و می پرسند چه شد؟ می گوید من می خواستم شخصی را که در پایین است ببینم خود را خم کردم و چون او از نظرم دور می شد بیشتر خم می شدم تا اینکه تعادل خود را از دست دادم و پرتاب شدم به طرف زمین به ذهنم رسید که پدر و مادرم در تمام گرفتاریها امام زمان را صدا می زنند من هم صدا زدم «یا صاحب الزمان» بلافاصله متوجه شدم آقایی مرا گرفت و مرا سالم روی زمین قرار داد. شیفتگان، ج2، ص442
سوم شعبان، میلاد خجستة امام حسین(ع) روز پاسدار، چهارم شعبان، تولد فرخنده قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع) روز جانباز و پنجم شعبان، ولادت با سعادت امام سجاد(ع) مبارکباد
حضرت آقا سید ابوالحسن هاشمی(از شاگردان حاج میرزا جواد ملکی تبریزی) می فرمود:
در حرم حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) یک فردی آمد و سؤال کرد که هذا قبر الحسین(ع) «این قبر امام حسین(ع) است» چندین بار سؤال خود را تکرار کرد. یک مرتبه جواب آمد بله این قبر حسین است. آن فرد صیحه ای کشید و از دنیا رفت.
و در حرم حضرت ابوالفضل یک مردی با بچة فلجش آمد و با ناراحتی به عربی گفت بعد از هفت سال که بچه خواستم این را به من دادی؟! و بچه را به سوی ضریح پرت کرد. فرزند همین که بر زمین افتاد شروع به دویدن کرد و شفا یافت.
قبل از اینکه عبدالمحمد به دنیا بیاید خداوند 12 فرزند به من عنایت نمود، که همگی
فوت کردند. وقتی خبر فوت آخرین فرزندم را شنیدم در مجلس روضة حضرت ابا عبد الله الحسین(ع) در مسجد بودم. بعد از روضه خواب بر من غالب شد در عالم رؤیا حضرت سیدالشهداء را زیارت کردم. به آن حضرت از فوت فرزندانم شکایت نمودم. عرض کردم آقا چرا به من کمک نمی کنید تا فرزندانم زنده بمانند؟ حضرت رو به من کردند و فرمودند:«فلانی خداوند سال آینده به شما پسری عنایت می کند نام او را عبدالمحمد بگذار.»
عبدالمحمد در اقتدا به حضرت علی اکبر(ع) فرزند بزرگوار امام حسین(ع) به هنگام شهادت با فرق شکافته به دیدار خدا شتافت.
پدر بسیجی شهید«عبدالمحمد ملکپور»
عنایت آقا ابوالفضل العباس(ع)
روز سوم شعبان سال 78 که سالروز ولادت آقا اباعبدالله است دوستان به میمنت شب چهارم شعبان که سالروز میلاد آقا قمر بنی هاشم است، کیک پخته بودند و خودشان را آماده کرده بودند جشن ولادت آقا را برگزار کنند. من در خلوت خطاب به حضرت قمر بنی هاشم گفتم:«آقا من که رو سیاهم، این بچه ها تلاش می کنند ببینید چگونه به عشق شما توی این بیابان برای شما کیک پخته اند، ما مدتی است هیچ شهیدی را پیدا نکرده ایم، فردا هم روز ولادت شما بزرگوار است، این مقر هم به نام خود شماست. آقا شما خودتان عنایتی کنید؛ عیدی به این بچه ها بدهید» ما از فردای آن روز یعنی چهارم شعبان تا نیمة شعبان در واقع طی یازده روز پیکر پاک یازده شهید را پیدا کردیم.
سردار باقرزاده ـ مسؤل گروه تفحص شهدا
لحظات عروج ولی خدا حضرت آیت الله میرزا جوادآقای ملکی تبریزی(ره)
از قول آیت الله فهری نقل شده :
همچنین شنیدم از زاهد عابد مرحوم حسین فاطمی قمی که از دوستان مرحوم ملکی بود که فرمود: از مسجد جمکران بازگشتم. در منزل به من گفتند که آقای حاج میرزا جواد جویای حال تو شده است.
[ آقای فاطمی] فرمود: من با سابقه کسالتی که از ایشان داشتم با عجله به خدمتش رفتم ( و به گمانم فرمود عصر جمعه بود) دیدم ایشان استحمام کرده خضاب بسته و پاک و پاکیزه در بستر بیماری افتاده و آماده ادای نماز ظهر و عصر است.
در میان بستر شروع به گفتن اذان و اقامه کرد و دعای تکبیرات افتتاحیه را خواند و همین که به تکبیرة الاحرام رسید و گفت: الله اکبر! روح مقدسش از بدن اقدسش به عالم قدس پرواز کرد.
این واقعه به سال 1343 هجری قمری بود. پیکر پاکش پس از تجهیز در شیخان قم به خاک سپرده شد .
10 رجب ولادت فرخنده حضرت جواد الائمه(ع) و13 رجب میلاد خجسته حضرت امیر المؤمنین علی(ع) بر همگان مبارک باد.
قاضی القضات مات می شود
به بهانه میلاد جواد الائمه
روزی حضرت جوادالائمه از یحیی بن اکثم پرسید: به من بگو در مورد مردی که در بامداد به زنی نگاه می کند و آن نگاه حرام است، و چون روز بالا آید آن زن بر او حلال شود، و چون ظهر می شود باز بر او حرام می شود، و چون وقت عصر می رسد بر او حلال می گردد، و چون آفتاب غروب می کند بر او حرام می شود، و چون وقت عشا می شود بر او حلال می گردد، و چون شب به نیمه می رسد بر او حرام می گردد و به هنگام طلوع فجر بر وی حلال می گردد؟ این چگونه زنی است و با چه چیز حلال و حرام می شود؟
یحیی گفت: به خدا قسم من به پاسخ این پرسش راه نمی برم و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نمی دانم، اگر صلاح می دانید از جواب آن ما را مطلع سازید.
ابو جعفر(ع) فرمود: این زن کنیز مردی بوده است. در بامدادان، مرد بیگانه ای به او نگاه می کند وآن نگاه حرام بود، چون روز بالا می آید، کنیز را از صاحبش می خرد و بر او حلال می شود، چون ظهر می شود او را آزاد می کند و بر او حرام می گردد، چون عصر فرا رسد او را به حباله نکاح خود در می آورد و بر او حلال می شود، به هنگام مغرب او را ظِهار(نسبت خواهر و مادر دادن به همسر) می کند و بر او حرام می شود، موقع عشا کفاره ظهار می دهد و مجدداً بر او حلال می شود چون نیمی از شب می گذرد او را طلاق می دهد و بر او حرام می شود و هنگام طلوع فجر رجوع می کند و زن بر او حلال می گردد.
قاضی القضات از علم امام مبهوت می ماند.
به بهانه میلاد پر برکت مولود کعبه حضرت علی(ع)
q حضرت آیت الله کشمیری(ره): هر مشکلی که برایم در نجف پیش می آمد، می رفتم صحن امیرالمؤمنین و هفت بار «ناد علی» را می خواندم مشکلم حل می شد.
q ناد علی برای پیدا شدن گمشده و بازگشت غایب بسیار مؤثر است. باید لااقل روزی 110 بار بخواند:«نادِ علیاً مَظهَرَ العَجائِبِ تَجِدهُ عَوناً لَکَ فِی النَّوائِبِ کُلُّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنجَلی بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ».
q هر کس در جمعی گرفتار باشد هفت بار بخواند و بر آنان بدمد ضرری از آنها به او نرسد.
q جهت رفع گرفتاریهای مهم خواندن هزار بار ختم ناد علی مؤثر است.
q جهت رفع تهمت صبح و شام چهل بار بخواند تا رفع گردد.
q جهت غنی شدن هر صبح دوازده بار.
q جهت چشم زخم سه روز هر روز بیست بار بخواند
q جهت خواب دیدن حضرت رسول(ص) هر شب هفت بار بخواند.
q جهت کسب علم، وقت نماز صبح هفده بار.
q جهت رفع اختلاف بین جمعی هر روز سی بار بخواند.
q جهت دفع مکر و حیلة و طغیان دشمن هر روز صد بار بخواند.
q جهت قوت قلب هر روز بیست و پنج بار بخواند.
q جهت عزت هر روز ده بار بخواند.
q اول روز جمعه دوازده بار بخواند مقبول القول گردد.
q جهت خلاصی از حبس هفت روز، روزی شانزده بار بخواند.
منبع: کتاب شریف هزار و یک ختم
استاد شهید مرتضی مطهری(ره):
«انسان علم را در اختیار می گیرد و در هر جهت که بخواهد آن را بکار می برد. اما دین انسان را در اختیار می گیرد جهت انسان را و مقصد انسان را عوض می کند».
حضرت آیت الله العظمی بهجت:
برای درمان عصبانیت با عقیده کامل بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید.
وبرای دوری از ریا با عقیده کامل زیاد بگویید: لاحول و لا قوه الا بالله.
زیاد گفتن حوقله علاج غرور است.
حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره):
بنده عمری است خود را با ذکر لا حول و لاقوه الا بالله حفظ کرده ام.
حضرت آیت الله کشمیری:
خواندن آیت الکرسی روزی بیست و یک مرتبه برای حافظه مفید است.
برای زیاد شدن یقین انسان مداومت بر سوره توحید مفید است.
شفای چشم عبدالله
دردوران اسارت برادری به نام «عبدالله» بود كه بیش از 80% بینایی خود را از دست داده بود. روزی عبدالله پیش اسیر دیگری به نام «یاسر» كه مددكار چشم پزشك عراقی بود رفت و بعد با معاینه پزشك متوجه شد كه دیگر امیدی به بهبودیاش نیست. چند روز بعد عبدالله در جمع اسرای موصل 4 زائر كربلا شدو قتلگاه شهدای كربلا را زیارت كرد. شب وقتی برگشت دلش گرفته بود، دو ركعت نماز خواند و پس از راز و نیاز با محضر حضرت امام حسین (ع) چنین گفت: «من تا حالا، شفای چشم و رفتن به ایران را از شما میخواستم. این مدت اسیر بودم و وظیفهام بوده كه اسارت را بگذرانم و سعی من همیشه بر این بوده كه به وظیفه خود عمل كنم. امروز به بركت عنایت شما [میخواهیم به ایران برگردیم] من با این چشم راهی ندارم جز اینكه دست گدایی پیش این و آن دراز كنم واین برای من سخت خواهد بود... شما را به حق مادرتان زهرا (س) قسم میدهم كه نظری بفرمایید تا من بتوانم بینایی چشم خویش را از شما بگیرم تا محتاج كسی نباشم. عبدالله پیشانیاش را بر مهر گذاشته بود و اشك میریخت. سرش را كه بلند كرد متوجه شد بینایی چشم او برگشته. او شفا یافته سید الشهدا بود. او حتی شمارههای ریزی كه روی ظرفهای غذای آسایشگاه نوشته شده بود را از دور میخواند. فردا پزشك مسیحی او را معاینه كرد و یك دفعه صدا زد: «یا عیسی بن مریم! چشمهایش توانایی چشمهای سالم یك جوان 15 ساله را دارد.»
All Rights Reserved 2005-2006 © asamani.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768